برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی avoid به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل avoid
(فعل) دوری کردن، خودداری کردن، پرهیز کردن (مثال اول) – جلوی وقوع چیزی را گرفتن (مثال دوم) - to avoid your eye(s) از نگاه کردن به چیزی یا کسی خودداری کردن – avoidable (صفت) قابل جلوگیری (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره avoid، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

