koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی avoid به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

avoid

فعل

US /əˈvoɪd/

avoids; avoided; avoiding

(فعل) دوری کردن، خودداری کردن، پرهیز کردن (مثال اول) – جلوی وقوع چیزی را گرفتن (مثال دوم) - to avoid your eye(s) از نگاه کردن به چیزی یا کسی خودداری کردن – avoidable (صفت) قابل جلوگیری (مثال آخر)

Pregnant women should avoid certain foods.

زنان باردار باید از بعضی از غذا ها پرهیز کنند.

The accident could have been avoided.

میشد از این حادثه جلوگیری کرد.

avoidable costs

هزینه های قابل جلوگیری