koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی street به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

street

اسم

US /ˈstriːt/

streets

(اسم) جاده در یک شهر یا منطقه که یک طرف یا هر دو طرف آن خانه و ساختمان وجود داشته باشد - کف شهر، کوچه و بازار، جای شلوغی از شهر که در آن فعالیت های زیادی مانند تفریحات و تجارت و جرم و غیره رخ می دهد (مثال دوم و سوم) - the man/woman in the street یک فرد عادی که نماینده یک تفکر کلان و جمعی است (مثال چهارم)

a deserted street

یک خیابان خلوت

She is from the streets.

او بچه کف خیابان است.

young people living on the streets

جوانانی که در شهر زندگی می کنند

That's what the man in the street wants.

این آن چیزی است که یک فرد عادی (یعنی: عوام) می خواهد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) (right) up your street (دقیقا) جنس تو بودن یا باب میل تو بودن (مثال اول) - streets ahead (of somebody/something) خیلی بهتر از کسی یا چیز دیگری بودن - hit the streets/ pavement برای جستجوی چیزی یا برای کاری بیرون رفتن - pound the streets/pavement دویدن یا راه رفتن در خیابان مخصوصا برای جستجوی چیزی -

This job should be right up your street.

این کار باید دقیقا باب میل تو باشد.

street

صفت

(صفت) خیابانی، مربوط به خیابان، کوچه و بازار - street people افراد بی خانمان

a street map

یک نقشه خیابان

the realities of street life

واقعیت های زندگی در خیابان

Her style is very street.

استایل او خیلی کف خیابانی است. (باب میل جوانان است)