koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی check به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

check

فعل

US /ˈtʃɛk/

checks; checked; checking

(فعل) بررسی کردن، چک کردن – جلوی کسی را از انجام کاری گرفتن یا جلوی چیزی را از افزایش یا ادامه پیدا کردن گرفتن – تیک زدن یا علامت زدن گزینه ها (مثال سوم)

We checked our records for any information about him.

ما سوابق خود را برای هر اطلاعاتی درباره او بررسی کردیم.

He started to interrupt but checked himself and said nothing.

او شروع به مداخله کرد ولی جلوی خودش را گرفت و چیزی نگفت.

Check the box next to the right answer.

مربع کنار پاسخ درست را تیک بزنید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) check in الف: نشان دادن بلیط هواپیما خود به مسئول فرودگاه به این منظور که اعلام کنید که رسیده اید (مثال اول) ب: تلفن کردن به کسی یا سر زدن به کسی، فردی را برای سر زدن به کسی فرستادن با این هدف که مطمئن شوید مشکلی وجود ندارد (مثال دوم) ج: گذاشتن کیف و وسایل خود در جای خاصی در ایستگاه قطار یا اتوبوس یا در یک فرودگاه که مثلا آن را وارد قسمت بار هواپیما کنند (مثال سوم) - check-in (اسم) الف: قسمت پذیرش در فرودگاه (مثال چهارم) ب: عمل نشان دادن بلیط خود در فرودگاه

Check in two hours before the flight.

دو ساعت قبل از پرواز اعلام حضور کنید.

She just called to check in.

او فقط زنگ زد تا خبری بگیرد.

I went to check in my suitcases.

من رفتم تا چمدان های خودم را تحویل دهم.

the check-in desk

قسمت پذیرش فرودگاه

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) check sth off علامت زدن گزینه های یک لیست (مثال اول) - check out الف: تحویل دادن اتاق خود در یک هتل با پرداخت هزینه و پس دادن کلید ب: بررسی درست یا غلط بودن یک ادعا یا خبر و غیره ج: بررسی کردن یک جا با رفتن به آنجا (مثال دوم) د: کتابی را از کتابخانه امانت گرفتن (مثال سوم) - check up on sb سر زدن به کسی با این هدف که ببیند که کارش را درست انجام میدهد یا نه

You should check off each item on the list after you've completed it.

تو باید هر گزینه ای را که در لیست بعد از آنکه آن را پر کردید، علامت بزنید.

I'm going to check out that house.

من میخواهم آن خانه را بررسی کنم.

She checked out a book on farming.

او کتابی درباره کشاورزی به امانت گرفت.

check

اسم

checks

(اسم) چک پول (مثال اول) – صورت حساب – طرح شطرنجی یا خانه خانه یا پارچه شطرنجی (مثال سوم) - in check تحت کنترل

She wrote me a check for $120.

او 120 دلار برایم چک کشید.

Waiter, may I have the check, please?

پیشخدمت، ممکن است صورت حساب را داشته باشم لطفاً؟

The shirt has a pattern of blue and yellow checks.

این پیراهن الگویی از خانه های آبی و زرد دارد. (چهارخانه به رنگ آبی و زرد است)

(اسم - ادامه بررسی معنی واژه) علامت تیک برای پاسخ صحیح – عمل بررسی کردن (چک – مثال دوم) – راهی برای متوقف کردن کسی از انجام کاری یا راهی برای ممانعت از افزایش یا ادامه یافتن چیزی

Put a check next to the names of the people who have already paid for their tickets.

یک تیک کنار اسم افرادی که تاکنون پول بلیط های خود را پرداخته اند قرار بده.

a check for spelling mistakes

یک بررسی برای غلط های املایی

A cold spring will provide a natural check on the number of insects.

یک بهار سرد مانعی طبیعی در تعداد حشرات ایجاد خواهد کرد.