koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی habit به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

habit

اسم

US /ˈhæbət/

habits

(اسم) عادت – اعتیاد – لباس روحانیت - make a habit of doing something به کاری یا رویه ای عادت کردن

It was his habit to take a nap after dinner every evening.

این عادت اوست که هر شب بعد از شام چرت بزند.

Sara is in the habit of sleeping late on Sundays.

سارا عادت دارد شنبه ها تا دیر وقت بخوابد. (be in the habit of یعنی عادت دارد)

I'm trying to break the habit of staying up too late.

من در تلاشم تا عادت تا دیر وقت بیدار ماندن را ترک کنم.

He hasn't been able to kick his cocaine habit.

او قادر نیست تا اعتیاد به کوکائین را ترک کند.

a monk's/nun's habit

لباس یک راهب / یک راهبه