برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی major به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل major
(صفت) مهم تر یا بزرگتر یا جدی تر از مشابه خود، خیلی مهم، عمده – ماژور در موسیقی (دو مثال آخر)
major
اسم
majors
(اسم) سرگرد – رشته اصلی تحصیلی در مدرسه یا دانشگاه (مثال دوم)
Major Hassan
سرگرد حسن
His major is Geology.
رشته تحصیلی او زمین شناسی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره major، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


