koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی major به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

major

صفت

US /ˈmeɪʤɚ/

(صفت) مهم تر یا بزرگتر یا جدی تر از مشابه خود، خیلی مهم، عمده – ماژور در موسیقی (دو مثال آخر)

a major road

جاده بزرگ تر (جاده اصلی)

a major event

رویداد مهم تر

Smoking is one of the major causes of cancer.

سیگار کشیدن یکی از مهم ترین دلایل سرطان است.

the key of D major

کلید D ماژور

a major chord

یک آکورد ماژور

major

اسم

majors

(اسم) سرگرد – رشته اصلی تحصیلی در مدرسه یا دانشگاه (مثال دوم)

Major Hassan

سرگرد حسن

His major is Geology.

رشته تحصیلی او زمین شناسی است.