برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی somewhere به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل somewhere
(قید) جایی، در جایی، به جایی – somewhere around, between, etc نزدیک به یا دور و بر جایی یا عدد یا مقداری یا زمانی (حدوداً، تقریبا - مثال دوم) - get somewhere پیش رفتن، پیشرفت کردن (مثال سوم)
I'd seen her somewhere before.
من قبلا او را جایی دیده بودم.
It will take us somewhere between five and six hours to get back.
حدوداً بین پنج تا شش ساعت طول می کشد که برگردیم.
I felt I was actually getting somewhere with it.
من واقعاً احساس می کردم که داریم در خصوص آن پیشرفت می کنم. (من واقعاً فکر می کردم که دارم با آن به جایی می رسم)
somewhere
اسم
(اسم) یک جا، جایی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره somewhere، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


