koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی examine به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

examine

فعل

US /ɪgˈzæmən/

examines; examined; examining

(فعل) با دقت و از نزدیک به چیزی دقت کردن برای یاد گرفتن یا فهمیدن یک مشکل و غیره (بررسی کردن، تحقیق کردن) – معاینه کردن چیزی برای یافتن بیماری (مثال دوم) – بازجویی کردن

The police examined the evidence carefully.

پلیس با دقت مدارک را بررسی کرد.

He was examined by several doctors, who found nothing wrong with him.

او توسط چندین دکتر معاینه شد، که مشکلی در او پیدا نکردند.

examine a witness

بازجویی کردن یک شاهد