برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pot به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pot
(اسم) یک ظرف گرد که برای پختن یا نگه داشتن غذا (دیگ) یا برای نگهداشتن یا جوش آوردن آب (قوری، کتری) یا برای نگهداری از یک گل (گلدان) و غیره استفاده می شود – چیزی که داخل pot قرار دارد (مثال چهارم)
a flower pot
یک گلدان
pots and pans
دیگ ها و ماهی تابه ها
clay pots
کوزه های (گلدان های) سفالی
او یک قوری چایی درست کرد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) مقدار زیادی از چیزی - the pot همچنین به معنی تمام پول یک شرطبندی در بازی با کارت است (مثال دوم) – شکم خیلی بزرگ (مثال آخر)
They’ve got pots of money in the bank.
آن ها پول خیلی زیادی در بانک دارند.
There is over $500 in the pot.
بیش از 500 دلار پول شرطبندی وجود دارد. (اصطلاحا مبلغ روی میز)
Look at this pot!
به این پته نگاه کن! (potbelly یعنی شکم گنده)
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) ماری جوآنا – ضربه ای در بازی اسنوکر یا بیلیارد و غیره که وپ را درون کیسه قرار می دهد
an ounce of pot
یک انس ماری جوآنا
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


