برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nail به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nail
(اسم) ناخن دست یا پا (دو مثال اول) – میخ (مثال سوم و چهارم) - nail in somebody’s/something’s coffin میخ بر تابوت کسی یا چیزی (کنایه از: از بین بردن امید یا موفقیت کسی – مثال آخر)
Stop biting your nails!
ناخنت رو نجو!
a nail file
یک سوهان ناخن
a hammer and some nails
یک چکش و تعدادی میخ
He hammered a nail into the wall.
او یک میخ در دیوار فرو کرد. (hammer/bang/hit a nail into something همگی به معنی: فرو کردن میخ در چیزی)
the final nail in his coffin
آخرین میخ بر تابوت او (آخرین کاری که موجب شکست او شد/می شود)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nail، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



