برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nail به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nail
(اسم) ناخن دست یا پا (دو مثال اول) – میخ (مثال سوم و چهارم) - nail in somebody’s/something’s coffin میخ بر تابوت کسی یا چیزی (کنایه از: از بین بردن امید یا موفقیت کسی – مثال آخر)
Stop biting your nails!
ناخنت رو نجو!
a nail file
یک سوهان ناخن
a hammer and some nails
یک چکش و تعدادی میخ
He hammered a nail into the wall.
او یک میخ در دیوار فرو کرد. (hammer/bang/hit a nail into something همگی به معنی: فرو کردن میخ در چیزی)
the final nail in his coffin
آخرین میخ بر تابوت او (آخرین کاری که موجب شکست او شد/می شود)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nail، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


