koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی answer به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

answer

اسم

US /ˈænsɚ/

answers

(اسم) پاسخ، جواب (سه مثال اول) – راه حل (مثال چهارم) - the answer to (all) your prayers چیزی یا کسی که چاره کار شما است – چیزی یا کسی که به اندازه چیز یا کس دیگری معروف را موفق است (مثال آخر)

I didn't like her answer.

از جوابش خوشم نیامد.

In answer to your letter….

در جواب نامه شما ...

I got no answer when I called.

وقتی صدا زدم کسی پاسخ نداد.

There's no easy answer to the problem.

هیچ راه حل آسانی برای این مشکل وجود ندارد.

I found a dog answering to that description.

من یک سگ که همتای آن توصیف است را پیدا کردم. (سگی که پیدا کردم با آن توصیف و ویژگی ها مطابقت دارد)

answer

فعل

answers; answered; answering

(فعل) جواب دادن، پاسخ دادن (دو مثال اول) – باز کردن در، جواب دادن آیفون یا تلفن (مثال سوم) – مناسب بودن برای رفع نیاز (مثال آخر)

She hasn't answered my question.

او به سوال من پاسخ نداده است.

Answer me: where is my car?

جواب مرا بده: ماشین من کجاست؟

No one answered the door.

کسی جواب در زدن را نداد.

Does this answer your requirements?

آیا این نیاز های شما را رفع میکند؟

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) مطابق یک توصیف بودن - answer back پاسخ کسی را دادن (بی ادبانه) - answer for الف: مسئول چیزی بودن یا مسئولیت چیزی را داشتن، پاسخگو بودن (مثال دوم) ب: تنبیه شدن ج: استفاده شدن برای چیزی - can’t answer for somebody اینکه بگویید که نمیتوانید برای کسی که حضور ندارد تصمیم بگیرید یا نظرشان را بیان کنید (مثال سوم)

He answered to the description.

او با این توصیف همخوانی دارد.

He has a lot to answer for.

او مسئول خیلی از چیز ها است. (او باید پاسخگوی خیلی چیز ها باشد)

I’m sure Jim will help us – I can’t really answer for the others.

مطمئن هستم که جیم کمکمان خواهد کرد، بقیه را مطمئن نیستم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) answer someone's prayers دعا یا نیاز کسی را تامین کردن - answer to به کسی پاسخ یا توضیح دادن - answer to a/the name الف: در مورد یک حیوان که وقتی که با یک نام صدا میشود نسبت به آن واکنش نشان میدهد ب: در مورد یک فرد که از اسمی خوشش می آید و به آن پاسخ میدهد (مثال اول)

James only answers to the name of Jim these days.

جیمز این روز ها فقط به اسم جیم واکنش نشان میدهد. (چون این اسم را دوست دارد و میخواهد که همه را مجبور کند به این اسم صدایش کنند)