koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی corner به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

corner

اسم

US /ˈkoɚnɚ/

corners

(اسم) گوشه – نبش (جایی که دو خیابان به هم می رسند) – پیچ جاده

the corner of a table

گوشه جدول

I’ll meet you at the corner of Pine and Market at 7:30.

من شما را در ساعت هفت و سی دقیقه در نبش خیابان پاین و مارکت ملاقات خواهم کرد.

corner

صفت

(صفت) قرار گرفته در یک گوشه

a corner drugstore

یک داروخانه قرار گرفته در گوشه خیابان

corner

فعل

corners; cornered; cornering

(فعل) (در مورد یک وسیله) corner well, badly, etc برای توصیف نوع عملکرد یک خودرو سر پیچ (مثال اول) – به دام انداختن، گیر انداختن یک فرد یا حیوان در جایی که امکان فرار ندارد (مثال دوم)

This car corners well.

این خودرو سر پیچ ها عملکرد خوبی دارد.

Finally they cornered the fox.

سرانجام آن ها آن روباه را به دام انداختن.