برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stare به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stare
(فعل) زل زدن به چیزی یا کسی (چهار مثال اول) - stare daggers (at someone) با عصبانیت به کسی نگاه کردن - stare down/out بدون ترس به چشمان کسی خیره شدن تا اینکه او رو بر گرداند (مثال پنجم)
Don't stare at me like that, it's rude.
اینجور به من زل نزن، بی ادبی است.
What are you staring at?
شما به چی زل زده اید؟
She was staring into space.
او همیجوری خیره شده بود. (stare into space بدون نگاه کردن به چیز خاصی، خیره شدن)
The solution was staring me in the face.
جواب به من زل زده بود. (کنایه از اینکه خیلی واضح بود.)
I tried to stare down my opponent, but it didn't work.
من سعی کردن با نگاه کردن به چشمان رقیبم او را مغلوب کنم (بترسانم و غیره) ولی فایده ای نداشت.
stare
اسم
stares
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


