برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی year به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل year
(اسم) سال – 12 ماه
سال بعد/قبل
in the year 2002
در سال 2002
سال مالیاتی از آپریل آغاز می شود.
My daughter is in her freshman/sophomore/junior/senior year.
دختر من سال اول/دوم/سوم/آخر دانشگاه است.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) glory years سال های باشکوه یا موفق گذشته - in the year of our Lord بعد از میلاد مسیح (مثال اول) - never/not in a thousand/million/billion years اینکه با قدرت بگویید که چیزی ناممکن یا غیر محتمل است (مثال دوم) - put years on کسی را پیرتر به نظر رساندن یا پیرتر نشان دادن (مثال سوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره year، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

