برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی accident به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل accident
(اسم) یک اتفاق و حادثه غیر منتظره، تصادف (دو مثال اول) - accidents (will) happen (محاوره) اینکه به کسی دلداری دهید و بگویید که اتفاق پیش می آید دیگر - an accident waiting to happen یک فرد یا یک چیزی یا موقعیتی که به نظر بسیار خطرناک و پر مخاطره است و انتظار می رود که حادثه ای رخ دهد (مثال سوم) – رویدادی که شانسی است و برنامه ریزی نشده (مثال چهارم)
a motorcycle accident
یک تصادف موتوری
a freak accident
یک حادثه عجیب و غریب
A lot of the city's buildings are accidents waiting to happen.
بسیاری از ساختمان های این شهر مخاطره آمیز هستند و انتظار رخ دادن حادثه در آن ها وجود دارد. (ایمن نیستند)
Their early arrival was just an accident.
زودتر رسیدن آن ها قطعا غیر منتظره بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) by accident شانسی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره accident، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



