برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stubborn به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stubborn
(صفت) (در مورد یک فرد) کله شق، سر سخت (نظر خود را عوض نکردن یا انجام کاری را متوقف نکردن) – (در مورد یک چیز) دشوار برای پاک کردن یا از بین بردن یا سر و کله زدن و ... (مثال سوم)
I’ve got a very stubborn streak.
من خیلی کله شق هستم. (stubborn streak عادت به کله شقی)
as stubborn as a mule
خیلی کله شق بودن
a stubborn infection
یک عفونت سر سخت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stubborn، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

