برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی program به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل program
(اسم - در بریتیش programme) برنامه یا مجموعه از فعالیت ها برای دست یابی به چیزی – یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی – یک برنامه کامپیوتری (مثال آخر)
a training program
یک برنامه آموزشی
a news program
یک برنامه خبری
a word processing program
یک برنامه پردازش متن
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) اطلاعیه یا بروشوری که در آن اطلاعات یک کنسرت یا فیلم یا یک مسابقه و غیره نوشته شده است - get with the program شروع به انجام کاری کردن، شروع به مشارکت در چیزی کردن
program
فعل
programs; programmed or programed; programming or programing
(فعل - در بریتیش programme) برنامه نویسی کردن یا دادن دستور العمل به کامپیوتر – برنامه ریزی کردن در زندگی یا کسی یا حیوانی را به کاری برنامه ریزی شده وا داشتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره program، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


