برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی operate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل operate
(فعل) کار کردن، عمل کردن – استفاده کردن، کنترل کردن – اداره کردن یک کسب و کار و غیره
این دارو به سرعت عمل می کند.
The machinery is easy to operate.
این ماشین آلات به راحتی کنترل می شوند.
The organization operates casinos in Macau.
این شرکت، کازینوهای ماکائو را اداره می کند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) عمل جراحی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره operate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


