برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی determine به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل determine
(فعل) مستقیما کنترل کردن یا تاثیر گذاشتن (تعیین کردن، تصمیم گرفتن، مشخص کردن) - determining factor دلیل یک انتخاب (مثال آخر)
We should be allowed to determine our own future.
این اجازه باید به ما داده شود تا آینده مان را خودمان تعیین کنیم.
Eye color is genetically determined.
رنگ چشم به صورت ژنتیکی مشخص می شود.
The investigation determined that the death was accidental.
تحقیقات مشخص کرد که آن مرگ، تصادفی بود.
Cost was the determining factor in their decision.
هزینه، دلیل تصمیم آن ها بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره determine، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


