تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

قیمت محصولات آموزشی وب‌سایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جاری وب‌سایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزش‌های دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهی‌تان

ترجمه و تحلیل determine

determine

فعل

US تلفظ صوتی/dɪˈtɚmən/

determines; determined; determining

(فعل) مستقیما کنترل کردن یا تاثیر گذاشتن (تعیین کردن، تصمیم گرفتن، مشخص کردن) - determining factor دلیل یک انتخاب (مثال آخر)

We should be allowed to determine our own future.

این اجازه باید به ما داده شود تا آینده مان را خودمان تعیین کنیم.

Eye color is genetically determined.

رنگ چشم به صورت ژنتیکی مشخص می شود.

The investigation determined that the death was accidental.

تحقیقات مشخص کرد که آن مرگ، تصادفی بود.

Cost was the determining factor in their decision.

هزینه، دلیل تصمیم آن ها بود.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره determine، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته