koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی bother به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bother

فعل

US /ˈbɑːðɚ/

bothers; bothered; bothering

(فعل) زحمت دادن، ایجاد زحمت کردن (مثال اول) – اذیت کردن (مثال دوم) - somebody can’t/couldn’t be bothered (to do something) (مثال سوم)

I don't know why I bother! Nobody ever listens!

نمیدانم چرا به خودم زحمت میدهم! هیچ کس اصلا گوش نمی دهد!

Does it bother you that she earns more than you?

آیا اینکه او بیش از تو به دست می آورد (حقوق میگیرد)، اذیتت نمی کند؟

It was so hot I couldn’t be bothered to cook.

هوا خیلی گرم بود و من نتوانستم به خودم زحمت غذا درست کردن بدهم. (نخواستم غذا درست کنم)

bother

اسم

(اسم) چیزی که مزاحمت ایجاد میکند یا اذیت میکند (trouble)

She didn't want the bother of filling out all those forms again.

او نمی خواست به خودش زحمت پر کردن دوباره آن فرم ها را بدهد.

Please don't go to any bother on her account.

لطفاً به خاطر او به خودت زحمت نده. (مشکل برای خودت درست نکن)