برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی accept به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل accept
(فعل) دریافت کردن یا گرفتن چیزی (مثال اول) – قبول کردن، پذیرفتن (مثال دوم تا پنجم) – accepted (صفت) پذیرفته شده (مثال آخر)
He accepted the invitation to stay with us.
او دعوتِ ماندن با ما را پذیرفت.
He wanted to accept the challenge.
او می خواست مبارزه را قبول کند.
آیا کارت اعتباری را قبول می کنید؟ (این امکان را دارید که من با کارت اعتباری پرداخت کنم؟)
I accept your apology.
من عذرخواهی شما را میپذیرم.
تو باید کمی ریسک را بپذیری. (کمی ریسک کنی)
Her fellow workers refused to accept him.
همکارانش از پذیرفتن او خودداری کردند. (در دورهمی ها)
accepted norms/principles/standards
نرم ها/اصول/استاندارد های پذیرفته شده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره accept، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



