koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی active به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

active

صفت

US /ˈæktɪv/

(صفت) فعال (چهار مثال اول) – دارای یا سببِ یک واکنش شیمیایی (مثال آخر)

He’s over 90, but is still very active.

او بیش از 90 سال سن دارد ولی هنوز خیلی فعال است. (خانه نشین نیست)

mentally active

فعال از نظر ذهنی

We are active members of the council.

ما اعضای فعال شورا هستیم. (خیلی کار میکنیم)

She was on active duty for two years.

او دو سال خدمت فعال داشت. (دو سال را تقریبا کامل در ارتش بوده است)

nicotine, the active ingredient in tobacco

نیکوتین، ماده فعال در تنباکو

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) فعل یا جمله معلوم (مثال اول) – actively (قید) به صورت فعال، به صورت مستمر (مثال دوم)

In ‘He was shopping, the verb is active, but in "I was told" the verb is passive.

در جمله (او در حال خرید بود)، فعل، معلوم است ولی در جمله (به من گفته شد)، فعل، مجهول است.

I've been actively looking for a job for six months.

او به صورت مستمر و به مدت شش ماه دنبال کار بوده است.