برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی guide به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل guide
(اسم) دفترچه یا کتاب راهنما – کسی که راهنمایی می کند – چیزی که راهنمایی می کند
a guide to the birds of North America
کتاب راهنمای پرندگان آمریکای شمالی
a tour guide
یک راهنمای تور
He was my friend and my guide in the early years of my career.
او دوست و راهنمای من در سالهای ابتدایی حرفه ام بود.
They used the stars as a guide to find their way back.
آن ها از ستاره ها به عنوان راهنما برای پیدا کردن مسیرشان استفاده می کردند.
guide
فعل
guides; guided; guiding
(فعل) راهنمایی کردن، هدایت کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره guide، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

