برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lack به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lack
(اسم) فقدان، کسری
a lack of money
فقدان پول (یا کسری پول)
There was no lack of volunteers.
فقدان داوطلب وجود نداشت. (داوطلب زیاد بود.)
lack
فعل
lacks; lacked; lacking
(فعل) فاقد چیزی بود، کم بودن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lack، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

