عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل honor

honor

اسم

US تلفظ صوتی/ˈɑːnɚ/

honors

(اسم - در بریتیش honour) افتخار – شرافت – نشان یا مدال یا لوح افتخار

It is an honor to meet you.

ملاقات با شما افتخار است.

David has always been a man of honor.

دیوید همیشه مردی با شرافت بوده است.

to win the highest honor

بدست آوردن بالاترین نشان افتخار

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) Honor عنوان یک قاضی یا شهردار و غیره، قربان (مثال اول) - do the honors پذیرایی کردن - be on your honor به قول خود عمل کردن، قول دادن

No, Your Honor.

نه خیر، قربان.

honor

فعل

honors; honored; honoring

(فعل - در بریتیش honour) افتخار کردن، قدر دانستن – عملی کردن توافق یا یک وعده – پذیرفتن چیزی مانند چک یا سند و غیره به عنوان پرداخت – honored (صفت) مفتخر (مثال آخر)

When we got married, we promised to love and honor each other.

وقتی ازدواج کردیم، قول دادیم یکدیگر را دوست بداریم و قدر هم را بدانیم.

We need to find an appropriate way to honor these brave people.

ما باید راه مناسبی برای قدر دانی از این افراد شجاع پیدا کنیم.

We are honored that you have come to speak to our students.

ما مفتخریم که شما آمده اید تا برای دانش آموزانمان سخنرانی کنید.

He claims that the company failed to honor the contract.

او ادعا می کند که این شرکت در عمل به قرارداد شکست خورده است.

honor a check

پذیرفتن یک چک

an honored guest

یک مهمان مفتخر

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته