برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی e-mail به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل e-mail
فعل
e–mails; e–mailed; e–mailing
(فعل) ایمیل فرستادن
Patrick e-mailed me yesterday.
پاتریک دیروز به من ایمیل زد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره e-mail، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

