koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی alone به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

alone

صفت

US /əˈloʊn/

(صفت) تنها

I was alone with my thoughts.

من با تفکراتم تنها بودم.

She was all alone in the world.

او هیچ کسی را در این دنیا ندارد.

Never in her life had she felt so alone.

هیچ گاه در زندگی اش او تا این اندازه احساس تنهایی نکرده است.

alone

قید

(قید) به تنهایی (سه مثال اول) - go it alone کاری را به تنهایی انجام دادن (مثال چهارم)

One man alone could lift it.

یک مرد به تنهایی می تواند این را بلند کند.

You alone made the decision.

تو به تنهایی این تصمیم گرفتی.

You alone should determine what is right for you.

تو به تنهایی باید تشخیص دهی که چه چیزی برای تو خوب است.

to go it alone and start your own business

به تنهایی کسب و کار خود را شروع کردن

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) leave (someone or something) alone کسی یا چیزی را ول کردن، مزاحم نشدن - leave well enough alone چیزی را که خوب است را تغییر ندادن - let alone بعد از یک جمله منفی می آید که بگویید که چیزی که بعد از این اصطلاح میگویید حتی احتمالش کمتر است (مثال اول) - stand alone الف: تنها بودن در یک موقعیت یا شرایط ب: اینکه بگویید کسی یا چیزی از بقیه بهتر است (مثال دوم)

I wouldn't work with my mom, let alone my whole family.

من با مادرم کار نخواهم کرد، کل خانواده که هیچ. (با همه خانواده که اصلا کار نمی کنم)

He stands alone in the field of microbiology.

او در رشته میکروبیولوژی از بقیه بهتر است.