برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی procedure به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل procedure
(اسم) دستور العمل یا روش انجام کاری، روند
This is standard procedure for getting rid of toxic waste.
این یک روش استاندارد برای از بین بردن زباله های سمی است.
An identity check is standard police procedure.
بررسی هویت، روند استاندارد پلیس است.
accounting/audit/control procedures
روش های حسابداری/حسابرسی/کنترل
the procedure for treating a burn
روش برای درمان یک سوختگی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره procedure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


