برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی occasion به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل occasion
(اسم) زمان خاصی که چیزی رخ می دهد یا یک اتفاق و مراسم خاص – دلیل یا بهانه – فرصت یا شنانس
Sara loves dressing up for special occasions.
سارا لباس رسمی پوشیدن برای مواقع خاص را دوست دارد.
a memorable occasion
یک مراسم به یاد ماندنی
I had occasion to call on him last year.
من پارسال برای تماس گرفتن با او دلیل داشتم.
He never found an occasion to share his thoughts.
او هرگز فرصتی پیدا نکرد تا افکارش را به اشتراک بگذارد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on occasion گه گداری، بعضی اوقات - if (the) occasion arises اگر ضرورت یافت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره occasion، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


