عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل occasion

occasion

اسم

US تلفظ صوتی/əˈkeɪʒən/

occasions

(اسم) زمان خاصی که چیزی رخ می دهد یا یک اتفاق و مراسم خاص – دلیل یا بهانه – فرصت یا شنانس

Sara loves dressing up for special occasions.

سارا لباس رسمی پوشیدن برای مواقع خاص را دوست دارد.

a memorable occasion

یک مراسم به یاد ماندنی

I had occasion to call on him last year.

من پارسال برای تماس گرفتن با او دلیل داشتم.

He never found an occasion to share his thoughts.

او هرگز فرصتی پیدا نکرد تا افکارش را به اشتراک بگذارد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on occasion گه گداری، بعضی اوقات - if (the) occasion arises اگر ضرورت یافت

On occasion, prisoners were allowed visits from their families.

بعضی اوقات، زندانیان اجازه پیدا می کردند تا خانواده هایشان را ملاقات کنند.

I'm willing to sue you if the occasion arises.

اگر ضرورت پیدا کند حاضرم از تو شکایت کنم.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته