برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mistake به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mistake
(اسم) اشتباه، خطا - by mistake ناخواسته (مثال آخر)
mistake
فعل
mistakes; mistook /məˈstʊk/ ; mistaken /məˈsteɪkən/ ; mistaking
(فعل) اشتباه فهمیدن چیزی – اشتباه قضاوت یا برداشت کردن (مثال دوم) - there is no mistaking somebody/something برای اینکه بگویید چیزی درباره کسی یا چیزی واضح است (دو مثال آخر)
He mistook my meaning entirely.
او کلا منظور مرا اشتباه فهمید.
I mistook his offer as a threat.
من اشتباها پیشنهاد او را یک تهدید برداشت کردم.
There was no mistaking his determination.
عزم او کاملا واضح است.
There's no mistaking her handwriting.
دستخط او کامل مشخص است. (واضح است که این دستخط او است.)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


