برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی impatience به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل impatience
(اسم) بی صبری، بی حوصلگی
She let out a sigh of impatience.
او آهی از سر بی حوصلگی کشید.
a growing impatience
بی صبری فزاینده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره impatience، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

