koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با born

born

صفت

US /ˈboɚn/

(صفت) متولد شدن (مثال اول) – مادر زاد (مثال دوم) - born to do something یا born to be something اصطلاح: مادر زادی دارای این استعداد بوده (مثال سوم)

I was born in 2000.

من در سال 2000 متولد شدم.

born blind

کور مادر زاد

He was born to rule.

او به دنیا آمده است که حکم رانی کند. (تا این اندازه در حکم رانی با استعداد است)

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) برای بیان محل تولد کسی (مثال اول) - born and bred به دنیا آمده و بزرگ شده در جایی - born with a silver spoon in your mouth یا to the manor born در یک خانواده متمول به دنیا آمدن - in all your born days در تمام طول زندگی شما - not be born yesterday احمق یا زود باور نبودن - wish you had never been born برای توصیف عدم رضایت از زندگی - (there is) one born every minute آدم های احمق یا زود باور زیادی وجود دارند، اینکه به کسی بگویید که احمق است (مثال دوم) - to the manner born خیلی طبیعی

He's Russian born.

او در روسیه به دنیا آمده است.

You really believed she would pay you that money back? There’s one born every minute!

تو واقعاً فکر میکنی که او آن پول را به تو بر میگرداند؟ احمقی!

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها