برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی silver به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل silver
(اسم) نقره، هر چیزی از جنس نقره – سکه نقره (مثال سوم) – رنگ نقره ای (مثال چهارم)
silver
صفت
silver
فعل
silvers; silvered; silvering
(فعل) نقره اندود کردن چیزی مانند پشت آینه یا پوشاندن چیزی با نقره – به رنگ نقره ای درآوردن – silvered (صفت) نقره اندود شده (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره silver، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

