koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی only به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

only

صفت

US /ˈoʊnli/

(صفت) تنها - one of the only معدود (مثال چهارم) - the only برای تاکید بر اینکه یک چیز یا یک فرد خاص باید انتخاب شود (معمولا با for همراه است)

The only way to do it.

تنها راه برای انجام آن.

Keeping you safe is our only concern.

در امان نگه داشتن شما تنها دغدغه ما است.

It's the first and only treatment of its kind.

این اولین و تنها روش درمان در نوع خود است.

It's one of the only times we see this light on the sky.

این یکی از معدود دفعاتی است که این نور را در آسمان می بینیم.

She's the only person for the job.

او مناسب ترین فرد برای این کار است. (او تنها فرد مناسب برای این کار است.)

only

قید

(قید) فقط، تنها

I was only joking.

من فقط داشتم شوخی می کردم.

It’s only six o'clock.

ساعت فقط 6 است. (زود است)

I love only you and no one else.

من فقط تو را دوست دارم و نه کس دیگر را.

I only hope that she never finds out.

من فقط امیدوارم که او هرگز پی نبرد.

I'll do it only because of you.

من این کار را فقط به خاطر تو انجام خواهم داد.