koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی early به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

early

قید

US /ˈɚli/

earlier; earliest

(قید) در ابتدا، در آغاز – زودتر (پیش از موعد)

Early in his career he moved to the city.

او در آغاز حرفه اش به شهر نقل مکان کرد.

She arrived early to help with the preparations.

او زودتر رسید تا به آماده سازی ها کمک کند.

early

صفت

earlier; earliest

(صفت) زود، ابتدا – زودهنگام (مثال سوم) - bright and early خیلی زود - early on در ابتدای چیزی، از همان ابتدا (مثال چهارم)

early morning

صبح زود

the early 20th century

ابتدای قرن بیستم

We had an early spring this year.

ما امسال بهاری زودهنگام داشتیم.

I realized early on I’d never pass the exam.

من همان ابتدا فهمیدم که هرگز این امتحان را قبول نخواهم شد.