بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی early به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل early

early

قید

US تلفظ صوتی/ˈɚli/

earlier; earliest

(قید) در ابتدا، در آغاز – زودتر (پیش از موعد)

Early in his career he moved to the city.

او در آغاز حرفه اش به شهر نقل مکان کرد.

She arrived early to help with the preparations.

او زودتر رسید تا به آماده سازی ها کمک کند.

early

صفت

earlier; earliest

(صفت) زود، ابتدا – زودهنگام (مثال سوم) - bright and early خیلی زود - early on در ابتدای چیزی، از همان ابتدا (مثال چهارم)

early morning

صبح زود

the early 20th century

ابتدای قرن بیستم

We had an early spring this year.

ما امسال بهاری زودهنگام داشتیم.

I realized early on I’d never pass the exam.

من همان ابتدا فهمیدم که هرگز این امتحان را قبول نخواهم شد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره early، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی