برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی coherent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل coherent
(صفت) خوب ترتیب یافته و منطقی، منسجم (مثال اول) – (هنگام حرف زدن یا توصیف خود) قابل فهم (مثال دوم) – (در مورد یک گروه) متحد، همراه، هم نظر (مثال سوم) – coherently (قید) با انسجام
a coherent essay
یک مقاله منسجم
When he calmed down, he was more coherent.
وقتی آرام شد، قابل فهم تر بود. (میشد حرف های او را فهمید)
They were never a coherent group.
آنها هرگز یک گروه منسجم نبودند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره coherent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

