برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی often به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل often
(قید) اغلب، بیشتر اوقات
How often do you go to the beach?
چقدر به این ساحل می روید؟
He travels more often than I do.
او بیشتر از من به مسافرت می رود.
It is not often that you get such an opportunity.
همیشه این چنین نیست که یک چنین فرصتی گیرتان بیاید.
I don't see my parents as often as I'd like to.
من والدینم را به آن مقدار که دوستارم ببینم، نمی بینم.
more often than not
معمولا
as often as not
خیلی مواقع، خیلی زیاد
We see this error all too often.
ما این خطا را خیلی می بینیم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره often، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


