برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی location به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل location
(اسم) مکان یا موقعیت – لوکیشن یا محل فیلم برداری – مکان یابی
New mobile phones can determine our exact location.
موبایل های جدید می توانند مکان دقیق ما را معلوم کنند.
It was hard to find a suitable location for the desert scenes.
پیدا کردن لوکیشن مناسب برای صحنه های صحرا کار سختی بود.
Location of a suitable site may take some time.
مکان یابی محل مناسب ممکن است کمی زمان ببرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره location، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


