koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی instant به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

instant

اسم

US /ˈɪnstənt/

(اسم) یک لحظه کوتاه

In an instant his mood had changed.

برای لحظه ای خلقش تغییر کرده بود.

I knew it was her the instant I heard her voice.

همین که صدای او را شنیدم میدانستم که خودش است.

Come here this instant!

همین الان بیا اینجا!

instant

صفت

(صفت) فوری، اینکه خیلی زود به چیزی تبدیل شود یا بدست آورد (immediate) – (در مورد غذا) فوری، اینکه زود آماده میشود و معمولا به صورت پودر آماده است (مثال سوم)

an instant success

یک موفقیت فوری

an instant response

یک جواب فوری

instant soup

سوپ آماده