برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی decent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل decent
(صفت) شایسته، منطقی، در خور – مودب، با نزاکت – لباس موجه پوشیدن – decently به صورت شایسته، موجه و ... (مثال آخر)
I thought he was a decent person.
من فکر کردم او یک آدم شایسته است.
Everyone said he was a decent sort of guy.
همه می گفتند او به نوعی یک آدم با نزاکت است.
I can't go to the door—I'm not decent.
من میتوانم در را باز کنم – لباسم موجه نیست.
You need to be decently dressed to go for an interview.
برای رفتن به یک مصاحبه باید به شکل مناسبی لباس بپوشید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


