koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی decent به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

decent

صفت

US /ˈdiːsn̩t/

(صفت) شایسته، منطقی، در خور – مودب، با نزاکت – لباس موجه پوشیدن – decently به صورت شایسته، موجه و ... (مثال آخر)

I thought he was a decent person.

من فکر کردم او یک آدم شایسته است.

Everyone said he was a decent sort of guy.

همه می گفتند او به نوعی یک آدم با نزاکت است.

I can't go to the door—I'm not decent.

من میتوانم در را باز کنم – لباسم موجه نیست.

You need to be decently dressed to go for an interview.

برای رفتن به یک مصاحبه باید به شکل مناسبی لباس بپوشید.