koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی ceiling به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

ceiling

اسم

US /ˈsiːlɪŋ/

ceilings

(اسم) سقف اتاق – حد ماکزیمم چیزی که متغیر است (مثل قیمت ها و سایر امورات مالی – مثال دوم) - hit the ceiling خیلی عصبانی یا ناراحت شدن – ceilinged با سقف (به صورت ترکیبی - مثال سوم)

The kitchen ceiling needs painting.

سقف این آشپزخانه نیاز به رنگ آمیزی دارد.

The reality is the economy is hitting the ceiling and the growth rate must slow.

واقعیت حکایت از آن دارد که اقتصاد دارد به حداکثر رشد خود می رسد و نرخ رشد باید کاهش یابد.

a high-ceilinged room

یک اتاق با سقف بلند