بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی interrupt به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل interrupt

interrupt

فعل

US تلفظ صوتی/ˌɪntəˈrʌpt/

interrupts; interrupted; interrupting

(فعل) در حرف کسی پریدن – ایجاد وقفه کردن در کار – تغییر دادن یا متوقف کردن یکنواختی چیزی

Please don't interrupt me while I'm talking.

لطفاً وقتی دارم حرف می زنم میان حرف من نپر.

The game was interrupted several times by rain.

مسابقه چندین بار با بارش باران دچار وقفه شد.

There were no other buildings to interrupt the view of the valley.

هیچ ساختمان دیگری وجود نداشت که از منظره آن دره جلوگیری کند. (گوینده در حال نگاه کردن به دره است و ساختمانی غیر از ساختمان او در مقابلش نیست که نگذارد او، دره را کامل ببیند)

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) از ادامه یافتن چیزی جلوگیری کردن

The intense heat is occasionally interrupted by periods of cool weather.

تداوم گرمای شدید گاهگداری توسط دوره هایی از باد خنک قطع می شود.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره interrupt، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی