koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی bus به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bus

اسم

US /ˈbʌs/

buses همچنین در آمریکایی busses

(اسم) اتوبوس

Please excuse me for arriving late – the bus was delayed.

لطفاً مرا به دلیل دیر رسیدن عفو کنید، اتوبوس تاخیر داشت.

We waited at the bus stop

ما در ایستگاه اتوبوس منتظر ماندیم.

bus

فعل

buses همچنین در آمریکایی busses; bused همچنین در آمریکایی bussed; busing همچنین در آمریکایی bussing

(فعل) جابجا کردن یا شدن با اتوبوس (مثال اول) – برداشتن ظروف کثیف از روی میز یک رستوران (مثال دوم) – تمیز کردن

People are bused to work.

مردم با اتوبوس به محل کار منتقل میشوند.

I bused tables.

من ظروف کثیف را از روی میزها جمع کردم.