برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی crab به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل crab
(اسم) خرچنگ – گوشت خرچنگ – crabs بیماری ناشی از شپش های ناحیه موهای آلت تناسلی (Pubic lice یا crab lice) – آدم ترشرو
crab
فعل
crabs; crabbed; crabbing
(فعل) خرچنگ گرفتن یا تلاش برای خرچنگ گرفتن – غر زدن درباره چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره crab، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

