برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی minimum به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل minimum
(صفت) کمترین، کوچکترین
minimum
اسم
minimums ,یا فنی minima /ˈmɪnəmə/
(اسم) کوچکترین یا کمترین مقدار ممکن (در این کاربرد معمولا با ترکیباتی از قبیل: keep/reduce something to a minimum یا with the minimum of sth یا minimum of یا absolute/bare minimum می آید – دو مثال اول) - at a/the minimum برای اینکه بگوییم اگر هیچ کاری انجام نشده است حداقل این کار انجام شود
Staff earn a minimum of $15 an hour.
کارمندان، یک حداقل به اندازه 15 دلار در ساعت دریافت می کنند.
He has reduced his consumption of fat and sugar to an absolute minimum.
او مصرف چربی و شکر خود را به حداقل ممکن کاهش داده است.
Candidates must have a degree at a minimum.
کاندیداها باید حداقل یک مدرک تحصیلی داشته باشند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره minimum، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


