koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی blood به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

blood

اسم

US /ˈblʌd/

(اسم) خون (مثال اول) – اصالت خانوادگی (مثال دوم) - blood and guts اقدام یا تصاویر خشونت آمیز (مثال سوم)

to improve blood flow to the heart

تقویت کردن جریان خون در قلب

She has Russian blood in her veins.

او خون روسی در رگ هایش دارد. (حداقل یک رگ روسی دارد)

I can't stand horror movies like that. Who wants to look at blood and guts for two and half hours?

من نمیتوانیم فیلم های ترسناک مانند آن را تحمل کنم. چه کسی می خواهد دو ساعت نیم تصاویر خشونت آمیز ببیند؟

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) blood is thicker than water خانواده یا هم خون ارجعیت دارد - blood is up کسی که عصبانی و آماده دعوا یا مرافعه است - (have) somebody’s blood on your hands مقصر مرگ کسی بودن، دلیل مردن کسی بودن - by blood از نظر خونی فامیل بودن - draw blood الف: خون گرفتن از کسی به عنوان یک کار پزشکی ب: باعث خونریزی کسی شدن - flesh and blood الف: یک فرد، انسان ب: یک شخص نزدیک و فامیل (مثال اول) - in cold blood با خونسردی (مثال دوم) - make someone's blood boil خون کسی را به جوش آوردن، کسی را خیلی عصبانی کردن - make someone's blood curdle یا make someone's blood run cold کسی را خیلی ترساندن

How could he do something so cruel to his own flesh and blood?

چطور او توانست کاری تا این حد ظالمانه با گوشت و خون خود بکند؟

to kill somebody in cold blood

با خونسردی کسی را کشتن

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) out for blood خیلی عصبانی بودن و برای کشتن اقدام کردن - spill/shed blood مردم را وحشیانه کشتن - sweat blood خیلی به چیزی اهمیت دادن و سخت برای آن کار کردن (مثال اول) - taste blood خوشحال بودن بعد از شکست دادن کسی

If I had to sweat blood it would be done.

من اگر به این کار اهمیت میدادم، انجام میشد.