koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی block به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

block

اسم

US /ˈblɑːk/

blocks

(اسم) یک توده یا قطعه از سنگ یا چوب یا پنیر و غیره که معمولا به شکل مکعب است (مثال اول) – بلوک یا منطقه ای که توسط چهار خیابان احاطه شده است (مثال دوم) – یک ساختمان بزرگ که به بخش های زیادی تقسیم شده است (مثال سوم)

a block of ice

یک قطعه یخ

My friend and I live on the same block.

من و دوستم در یک بلوک زندگی میکنیم.

an apartment block

یک بلوک آپارتمانی

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) مانع، سد (مثال اول) – یک وقفه فکری (مثال دوم) – یک مجموعه که یک واحد یکپارچه را تشکیل دهد (مثال سوم) – یک مقدار از چیزی، مجموعه از چیزی (مثال چهارم) - chip off the old block مثل پدر یا مادر خود رفتار کردن - knock someone's block off محکم کسی را زدن - new kid on the block کنایه از عضو تازه یک گروه - on the block یا on the auction block برای فروش در یک حراج (مثال آخر)

a block to peace

یک مانع برای صلح کردن

a mental block

یک وقفه فکری (برای لحظه ای توانایی فکر کردن یا تمرکز کردن را از دست دادن)

to buy a block of shares

خریدن یک بلوک از سهام (معامله بلوکی یعنی در بازار سرمایه یعنی: سفارش خرید یا فروش بخش بزرگی از سهام یک شرکت)

a block of text

بخش متنی

Some valuable paintings went on the block today.

چند نقاشی ارزشمند امروز به حراج گذاشته شدند.

block

فعل

blocks; blocked; blocking

(فعل) بلاک کردن یا بستن جایی مانند یک جاده (دو مثال اول) – مانع شدن (مثال سوم) – جلوی دید را گرفتن

A massive dead bear was blocking the road.

یک خرس مرده عظیم الجثه جاده را بسته بود.

The protesters blocked the road to the parliament.

معترضین جاده منتهی به مجلس را بستند.

The government blocked publication of the report.

دولت جلوی انتشار آن گزارش را گرفت.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) block in الف: راه خروج یا حرکت یک خودرو را بستن ب: پوشاندن چیزی با رنگ و غیره

I can't move my car because some jerk blocked me in!

من نمی توانم خودروی خودم را جابجا کنم چون یک آدمی عوضی جلوی حرکت مرا گرفته است! (جوری خودروی خود را پارک کرده که امکان در آمدن من وجود ندارد)