برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی zone به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل zone
(اسم) ناحیه یا منطقه ای که به دلیل خاصی از بقیه آن مناطق متفاوت است
zone
فعل
zones; zoned; zoning
(فعل) ناحیه ای از یک منطقه را برای کار خاصی مشخص کردن (دو مثال اول) - zone out به دلیل خستگی یا بی حوصله گی و غیره از توجه کردن به چیزی روی برگرداندن (مثال آخر)
This area was originally zoned commercial.
این منطقه در ابتدا، تجاری تعیین شده بود.
The land is currently zoned for residential use.
این زمین هم اکنون برای استفاده مسکونی تعیین شده است.
He tends to zone out when I talk to him about my job.
وقتی من درباره کار خودم با او حرف می زنم، او تمایل دارد که توجه نکند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره zone، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

