برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pose به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pose
(فعل) ایجاد کردن (در مورد تهدید یا مشکل و غیره) - pose a question سوال پرسیدن – ژست گرفتن برای عکاسی یا نقاشی
The action poses no special problems.
این اقدام مشکل خاصی ایجاد نکرد.
The magazine posed a list of questions to each of the candidates.
این مجله یک لیستی از سوالات را از کاندیداها پرسیده است.
We all posed for our photographs in front of the camera.
ما همگی برای عکس های خود جلوی دوربین ژست گرفتیم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) خود را به جای کس دیگر جا زدن برای کلاهبرداری
undercover cops posing as drug dealers
پلیس مخفی که خود را به عنوان فروشنده مواد مخدر جا زد
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pose، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

