برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی fruit به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fruit
(اسم) میوه – نتیجه و ثمره یک کار - bear fruit موفق شدن، به نتیجه نشستن (مثال سوم) - the fruit of someone's loins بچه کسی
I usually eat a piece of fresh fruit with my lunch.
من معمولا یک تکه از میوه تازه همراه ناهار می خورم.
The fruits of economic growth are starting to make a difference in the lives of many workers.
ثمرات رشد اقتصادی ایجاد تحول در معیشت کارگران است.
Eventually her efforts bore fruit.
در نهایت تلاش های او به بار نشست.
fruit
فعل
fruits; fruited; fruiting
(فعل) میوه آوردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fruit، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


