عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل fruit

fruit

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfruːt/

fruits

(اسم) میوه – نتیجه و ثمره یک کار - bear fruit موفق شدن، به نتیجه نشستن (مثال سوم) - the fruit of someone's loins بچه کسی

I usually eat a piece of fresh fruit with my lunch.

من معمولا یک تکه از میوه تازه همراه ناهار می خورم.

The fruits of economic growth are starting to make a difference in the lives of many workers.

ثمرات رشد اقتصادی ایجاد تحول در معیشت کارگران است.

Eventually her efforts bore fruit.

در نهایت تلاش های او به بار نشست.

fruit

فعل

fruits; fruited; fruiting

(فعل) میوه آوردن

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته