برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lost به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lost
(صفت) گم شده، از دست رفته، علاقه شدید به چیزی به طوری که از محیط پیرامون خود غافل شوید
a lost child
یک بچه گم شده
It’ll be impossible to make up the lost time.
ممکن نیست که بتوانید زمان از دست رفته را جبران کنید.
a lost opportunity/chance
فرصت/شانس از دست رفته
He was lost in his book.
او در کتابش غرق شده بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lost، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


